السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني
139
سراج الأنساب ( فارسى )
نيامده باشد ، كه نواب همايون ما در مجلس أول چرا سخن از جنس مذكور فرموده باشند و ما را از أهل طمع يافته باشند . اما بعد از اين مقال فرمودند كه سعى نماى كه خوب مطلع شوى بر كيفيت احوال ايشان ، كه مبادا مومى اليه را مطلبى و مهمى از خودش يا منسوبانش در اردوى معلى بوده باشد ، و نواب همايون ما در انجاح آن سعى بليغ نفرموده باشيم . پس حسب الامر اعلى آن حكومتپناه به خدمت سيد مزبور رفته ، معذرت آن قبلهء عالم را از سيد محمد بن سيد مهدى خواست ، و بسيار تفحص و تجسس نمود از كيفيت أحوال ايشان ، كه شايد مطلع گردد بر مهمى كه ايشان را باشد ، و به هيچوجه سخن آشنايى به سمعش نرسيد ، آخر الامر تصريح فرمود به فرموده شاه خلايق معاذ . سيد محمد بن سيد مهدى فرمودند : كه آخر شما داناييد كه شمس الدين علي و شرف الدين محمد جد بزرگوار اين فقير دوازده هزار تخمافكن در بلاد خراسان و عراق عرب و عراق عجم داشتند ، كه بعد از فوت ايشان از جهت بسيارى أملاك أولاد ايشان ضبط نتوانستند فرمود ، و اكثر او را مردمان بيگانه ضبط فرموده ، به عنوان مالكيت تصرف نمودند . اگر ما را خواهش مال دنيا مىبود ، هنوز شايد كه اگر در بلاد خراسان و عراقين تفحص نماييم سه چهار هزار خروار تخمافكن مال موروثى خود به دست توانيم آورد ، غرض ما جمع مال و منال نبوده و نيست ، كه اگر غرض او مىبود خود را در سلك طلبهء علوم دينيه مشغول نمىگردانيديم . و الحمد للّه كه در قصبهء نائين مدار گذار به قدر كفاف هست ، و اگر غرض تحصيل مال و جاه زياد از كفاف مىبود از وطن خود مفارقت اختيار نمىكرديم